سربازی

درزمان خدمت سربازی دردوران دفاع مقدس برخی از سربازها بهر دلیلی تمایلی بخدمت نداشتن ،مثلا ترس از جنگ وتک فرزند بودن یااینکه بیماری می خواستن معافیت بگیرند یه روز اول صبح دردوره آموزشی  سرگروهبان همه را بخط می کنه می گه آنهایی مشکل خاصی ویا بیماری دارند دستاشون ببرن بالا، بین یک گردان  شش الی هفت نفربودند که دستشون بردن بالا، سرگروهبان که وظیفه اش جداسازی این افراد بود تا اول صبحی اون ها راببره سوار اتوبوس کنه بردرمانگاه  به هر کدوم که می رسید سوال می کرد  مشکلت چیه بنا به تشخیص وتجربه خودش رها می کرد که مشکل داره یانه به نفر جلوی من که رسید بهش گفت مشکل شما چیه

 گفت ببخشید من مشکل شنوایی دارم گوش هام سنگینه نمی شنوم

بهش گفت برو سوار بشوگفت کجا

بهش گفت داخل اتوبوس همین که دوقدمی برداشت

 گروهبان یک سکه دستش بود،پشت سرش پرت کرد یهویی سربازه روش برگردوند وببین چیه بود کجا افتاد دقیقاً سکه پشت سرسرباز افتاد بود

 گروهبان بهش گفت سرباز برگردد

 سربازه گفت خودت گفتی برو سوارشو حالا پشیمون شدی

 گروهبان گفت ، گفتم برو فکر کردم آدم صادقی هستی

 حالا فهمیدم شنوایی شما ازمن سالم تره ،

سربازه گفت یعنی چه خودت پول درآوردی از جیبت پشت سرم انداختی حالا میگی برگردسالمی مگه تو دکتری

 ، گروهبان گفت حالا بروناراحت نباش یه کاریش می کنم

اتوبوس هم همینطوری پارک شده بود  گروهبان بنوعی می خواست سربازان تقسیم بندی کنه کدوم سرباز برانیروزمینی انتخاب کنه کدومِ برا نیروی هوایی وکدوم برا هوانیروز نفرات که تقسیم بندی کرد سربازه افتاد برا هوانیروز

رفت اعتراض کنه گفت من نمی رم گروهبان گفتش مگه دل بخواهیه

سربازه گفت بابا من می ترسم

 گفتش از چی می ترسی مگه می خوای بری جبهه  ،گروهبانه گفت نترس نمی برنت

سرباز  گفت براچی من انتخاب کردی اگه جبهه نمی برنم

 گفتش بابا نیروی زمینی می ره جنگ می کنه هوانیروز نمی ره

 سرباز گفت بابا منو دیونه کردی برا چیه برم من می ترسم بفرستم نیروی هوایی که خدمتش توشهره نگهبانی بدم

اتفافقاًمی هوانیروز کیف می کنی

 یعنی چطور،

می ری آموزش بهت میدن ممکنه تاآخر خدمت دو سه روزنوبت تو بشه برا جبهه دیگه خوش می گذرونی

سربازه گفت ببین تورا خدا

سرگروهبان بخدا من بچه یتیمی هستم بیا یه کاری بکن من معاف بشم

گروهبان گفت بابا جون حالا برووایسا وقتی رفتی نگران نباش  رفتی اونجا یه زنگ بزن درسش می کنم برات

همنیکه دوروز رفتی منطقه خوشت میاد بعد معاف می شی می فرستن شهرتون

 خلاصه سرباز راضی شده به رفتن وبعد دوسال خدمت سالم برگشت به شهرشون

انشاالله همه جوانان ما بداند امنیت کشور به حضورآنها درخدمت به نظام کشور

منوچهر فتیان پور(راد)