اسبند

هوای رودخانه دربند دارم

هزاز آواز با هفت بند دارم

نخوردم می کنار پل لشکر

گمانم باخودم اسپند دارم

منوچهر فتیان ور (راد)

دلواپس

رفتی و قصد دل گشایی داری

چون چهره نور سمایی داری

انگار که دل ما افتاده بجوش

ازغصه نگو دل دوراهی داری

منوچهر فتیان پور (راد)

حریم عشق

درمیان عاشقان وقتی تو پرتابم می کنی

درمیان نور رنگین کمان مثه عقابم می کنی

بچه ها می ماند و پروازمان ز دوش چالاک تر

لای بوی هرعشق فردا غرق گلابم می کنی

درنگاهی من تجسم می کنم لابلای چار دفترم

باخاطرات خویش چطور هرروز بی نگاه مذابم می کنی

گرتو بارها خواندی در گوشم چندین پندو پندار نیک

طالبم چطور با رنگ و لعاب شمع چراغم می کنی

بانی شعرهای چشم نهانم تنها ی تنها تویی

گرخود توُی فصل دیگری بی پند حسابم می کنی

با توام ای سراپرده ی مشتاق خوشحالی ام

مالامال به گیسوی بالا ی ابرویت دچارم می کنی

طاهر و طارقم در کوچه ها با تار هزار جار می زنم

ضجه های عشق در نای نی بینی آزادم می کنی

ای که تو کعبه ی احساس تمام کائناتی واسه راد

کی اصحاب عشق را فدای دل پر التهابم می کنی

منوچهر فتیان پور (راد)